![]() |
![]() |
|
| خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.(دکتر علی شریعتی) |
|
بارها با زبانم به تو گفتم دوست دارم بارها با قلمم بر روي صفحه ي دل تو نوشتم دوست دارم بارها با نگاهم به تو گفتم دوست دارم بارها با چشمان گريانم به تو فهماندم كه دوست دارم بارها با هديه دادن شاخه گل سرخ به تو , دوست دارم را در وجود تو پروراندمبارها دوست دارم را براي تو نوشتم تا اين كلمه ي زيبا را هيچ وقت اشتباه ننويسي بارها دوست دارم را تكرار كردم تا به تو ياد دهم وقتي ميخواهي اين كلمه را بگويي زبانت الكن نشود و من گفتم كه دوست دارم اما انگار تو هيچ يك از انها را نشنيدي و من نميدانم چرا تو معناي واقعي عشق را نفهميدي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:44 توسط سحر |
|
|
گله دارم از بخت بد خویش از روزگار تلخ و غم آلود خویش
من از دست زمانه گله دارم که فرو برد مرا در حال زار خویش از دورنگی های این روزگار می ترسم چرا که تنها گذاشت مرا در غم خویش من از بخت بد خود بیزارم که مرا برده در دنیای غم آلود خویش آه و افسوس من از این شانس و اقبال است که مرا گرفتار کرد به دنیای خیالی خویش اینک من مانده ام و افسوس و هزاران ناله از دست بخت بد و روزگار خویش شعر از خودم لطفا نظر بدید |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:41 توسط سحر |
|
|
امری برای انجام دادن
چیزی برای عشق ورزیدن آرزومند چیزی بودن اینهاست اصول والای خوشبختی |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:33 توسط سحر |
|
|
عشقی چنین دم افزون و درونی
بین دو انسان حیرت انگیزترین چیزهاست چنین عشقی با جستجو و یا با آرزوی سودایی به دست نمی آید بلکه پیشامدی است آسمانی |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:31 توسط سحر |
|
|
دکتر علی شریعتی می فرماید:
خداوندا انسان بودن و انسان ماندن در این دنیا چه سخت است و چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 9:28 توسط سحر |
|
|
آنجا که عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرود می آورد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:21 توسط سحر |
|
|
برخی به پدیده ها آنچنان که هستند نمی نگرند
و می پرسند چرا؟ من به پدیده هایی که هرگز نبوده اند می اندیشم و می پرسم چرا نه؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:15 توسط سحر |
|
|
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزهگر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست طفلکی گستاخ و بازیگوش او یک ریز و پی در پی دم گرمش را سخت بر آن بفشارد خواب خفتهگان خفته را آشفته تر سازد دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:12 توسط سحر |
|
|
زندگی یعنی:
نان آزادی فرهنگ ایمان و دوست داشتن |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:1 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی عزیزان. من سحر هستم 18 ساله از شمال.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.امیدوارم همتون عاشق باشید و با عشق زندگی کنید.در ضمن این وبلاگ رو فقط به عشق استاد بزرگ زنده یاد شریعتی زدم.
به دلیل علاقه زیادی که به معلم شهید و استاد بزرگوار دکتر علی شریعتی دارم سعی کردم این وبلاگ را با حرفهای زیبای ایشون زیبا کنم.دوست دارم با نظرراتتون منو راهنمایی کنید. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 آبان 1387 مهر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
آوا كيارش عاشقانه هاي من براي تو بهروز حكايت عشق ابليس كوچك دنياي شعر و ترانه دفترچه خاطرات دو عاشق where we roam? تحقيق و پژوهش كلبه بزرگان عاشق دل خسته غزل |
|
RSS
|