![]() |
![]() |
|
| خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.(دکتر علی شریعتی) |
|
خدايا
به روشن فكراني كه اقتصاد را " اصل " مي دانند بياموز كه:
اقتصاد " هدف " نيست،
و به مذهبي ها كه كمال را "هدف " مي دانند،بياموز كه:
اقتصاد هم " اصل " است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 19:51 توسط سحر |
|
|
.... وخدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 19:46 توسط سحر |
|
|
اگر تنهاترين تنهاها شوم ، بازم خدا هست ، او جانشين همه نداشتن هاست . نفرين و آفرين ها بي ثمر است . اگر تمامي خلق گرگهاي هار شوند و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسيب ناپذير من هستي اي پناهگاه ابدی ! تو مي تواني جانشين همه بي پناهي ها شوي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 19:44 توسط سحر |
|
|
کویر انتهای زمین است ، پایان سرزمین حیات
در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم
و از آنست که ماوراء الطبیعه را که همواره فلسفه از آن سخن می گوید
و مذهب بدان می خواند در کویر بچشم میتوان دید، میتوان احساس کرد .
و از آنست که همه پیامبران از اینجا برخاسته اند و بسوی شهرها و ابادیها آمده اند .
درکویر خدا حضور دارد !
در کویر بیرون از دیوار خانه ، پشت حصار ده ، دیگر هیچ نیست .
صحرای بیکرانه ی عدم است ، خوابگاه مرگ و جولانگاه هول .
آسمان کویر سراپرده ی ملکوت خداست
و ...بهشت ! بهشت سرزمینی که در آن کویر نیست ،
با نهرهای سرشار از آب زلالش ،
جوی های شیر و عسل و نان بی رنج و آزادی و رهایی مطلقش
، بی دیوار ، بی حصار ، بی شکنجه ، بی شلاق ، بی خان ، بی قزاق ... بی کویر !
شب کویر ! این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر نمیشناسند .
آنچه می شناسند شب دیگری است ، شبی است که از بامداد آغاز می شود .
شب کویر به وصف نمی آید
برگرفته از کتاب هبوط در کویر اثر " دکتر علی شریعتی " |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 19:41 توسط سحر |
|
|
در عجبم از مردمي كه خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي كنند، و بر حسيني مي گريند كه آزادانه زيست
دکتر علی شریعتی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 19:38 توسط سحر |
|
|
تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به اندازه ی تمام روزهایی که نزیسته ام دوست میدارم به خاطر عطر نان گرم و عطر آغوشت تو را به خاطر نخستین گلها دوست میدارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم تو را به جای تمام کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 16:6 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی عزیزان. من سحر هستم 18 ساله از شمال.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.امیدوارم همتون عاشق باشید و با عشق زندگی کنید.در ضمن این وبلاگ رو فقط به عشق استاد بزرگ زنده یاد شریعتی زدم.
به دلیل علاقه زیادی که به معلم شهید و استاد بزرگوار دکتر علی شریعتی دارم سعی کردم این وبلاگ را با حرفهای زیبای ایشون زیبا کنم.دوست دارم با نظرراتتون منو راهنمایی کنید. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 آبان 1387 مهر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
آوا كيارش عاشقانه هاي من براي تو بهروز حكايت عشق ابليس كوچك دنياي شعر و ترانه دفترچه خاطرات دو عاشق where we roam? تحقيق و پژوهش كلبه بزرگان عاشق دل خسته غزل |
|
RSS
|